Sunday, October 24, 2010

تهران نوشت2

یه اتاق دربسته ست که توش ده- دوازده نفر با مرگ و زندگی سروکله میزنن..ICU رو میگم..

در و دیوار بیمارستانای اینجا بوی غربت میدن..

این روزا، هر دقیقه شون یه قرنه! واسه متین و ملودی.. که شکسته و قوزکرده، مچاله شدن تو راهروهای بیمارستان.. که پشت به آمدورفت ملاقاتی ها رو میکنن به هر کنج خلوتی و لبهاشون گره میخوره به ذکر یا الله..

یا الله...یا الله..

posted by Tina at 10:35 PM 0 comments

Thursday, October 21, 2010

ریدرنوشت2


برای یه عمل مغز 35تا میگیرن! این جور مواقع شاعر اگه بود میگفت: مملکته داریم؟!

posted by Tina at 10:35 PM 0 comments

تهران نوشت1

کسی نیست تینای خالی صدایمان کند حتی، عزیزم و جان و دلش بماند پیشکش.. صدایم کند..خالی.. تینا.. سخت است؟

posted by Tina at 10:11 PM 0 comments

Wednesday, October 13, 2010

ریدر نوشت1

_ : ببینیم همو؟!

_ : نه

_ : چرا؟!

_ : آخه تو ترکتم

posted by Tina at 11:12 PM 0 comments

Tuesday, October 12, 2010

آی آدمها

این روزهاست که شعر آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید و با پوست و جون حس میکنم..
وقتی که با اشک، شبانه اون شهر شلوغ رو ترک کردم و مردمش آروم توی اون برجهای بلند و پشت شیشه های تاریکش خواب بودند..
وقتی که پا رو زمین خیس این شهر گذاشتم و صدای بارون خواب این مردم خسته رو آشفته نکرد، چه صدای گریه های من..
گریه شده کار شب و روزم
خدایا به فریاد برس
..
یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند
..

posted by Tina at 10:16 PM 0 comments