Wednesday, May 09, 2007
قدرت هنر
« الآن یه سال و دو ماه و پنج روزه که این جام و هر روز صبح باید این ها رو با خودم مرور کنم تا حساب ساعت و روز و ماه از دستم خارج نشه!»
تا همین جاش روایت از فیلم کافیه. هدف، کارگردانی بود که با انتخاب یه سری رنگها و نماها و دیالوگها یه حس خاص رو تو وجودم ایجاد می کنه و یه سری احساس ها رو برانگیخته و یه سری مسائل رو هم برای درگیری ذهنی بهم پیشنهاد می کنه.
هنرمندها اگر واقعا هنرمند باشن آدم های قدرتمندی هستن. شاید خیلی قدرتمندتر از سیاستمداران. هنرمندان با استفاده از ابزار مختلف عواطف و احساسات مخاطب رو نشانه می گیرن و یه سری چیزها رو توشون بر می انگیزن. مثلا کوچکترین کارشون اینه که تو سینما (اگه سینما رو به عنوان هنر هفتم قابل بدونیم) با استفاده از یه موسیقی که نتش مطبوع مزاج آدم باشه و هماهنگ با تصاویر فیلم، چنان اتمسفری به فضا می دن که عقل آدم از کار می افته و حرف کارگردان می شه سند! حالا جدای از این مثال ساده منظور ِکلی اینه که کلیه ی هنرمندان اگر به کارشون وارد باشن چون ابزار و مصالحشون در ارتباط مستقیم با عواطف و احساسات آدم هاست، تئوری شون خیلی راحت می تونه به شخص منتقل و در اکثر موارد مقبول واقع بشه. خیلی وقتها حین خوندن یه کتاب یا تماشای یه فیلم کاملا واقفی که شخص داره چیزی رو خلاف ایدئولوژیی که تو کل زندگیت داشتی روایت می کنه اما هنرمند تو پیاده کردن موضوع این قدر قوی عمل می کنه که یکهو به همه چی شک می کنی، حتی واسه یه لحظه. هنرمندان شاید خیلی قدرتمندتر از سیاستمداران هستن اما مثال قدرتشون در تفاوت با قدرت سیاستمداران شاید همون مثال معروف با پنبه سر بریدن باشه! یعنی بر خلاف سیاستمدارها جبری تو کارشون نیست. بهتره این طوری بگم که قدرت طلبی که هنرمند باشه یا در نوعِ دیگه هنرمندی که قدرت طلب باشه خیلی می تونه خطرناک باشه. شاید مقایسه کردن قدرتِ یه هنرمند با یه سیاستمدار خنده دار یا عجیب باشه اما مقصود به کرسی نشوندن یه ایدئولوژی خاصه! مثال ساده ش یه نگاه کوچولو به تاریخ کردنه. تو تمام دوران همواره این هنرمندانِ مخالف هستن که از طرف حکومت ساکت یا مفقود می شن. حکومتها همواره از هنرمندان می ترسن. نمی گم این فرآیند انتقال تئوری ها و ایدئولوژی ها از جانب هنرمندان صد در صد و مطلقه اما خیلی خیلی می تونه حساس و خطرناک باشه. پس هنگام مواجه با یه اثر هنریِ قوی مواظب احساساتمون باشیم! اون قدر خودمون رو در برابر یه اثر هنری رها نکنیم که تمام دستاوردهامون رو تو یه لحظه دچار لغزش کنه. نمی گم در مقابل یه اثر سعی کنیم مثل سنگ باشیم اما سعی کنیم جدای از همه ی متحرک های احساسی خوب روش فکر کنیم.
ردیف نوارهای کاستی که دستی روشون حرکت میکنه.. با یه تم آبی، صدایی که آروم و شمرده همه چیز رو روایت می کنه.. این سکوت و سرما رو دوست دارم.. فیلمِ تاثیر گذاریه..
پ ن: تعاریف و روایات از فیلم پا برهنه در بهشت به کارگردانی بهرام توکلی
پ ن: هدف و منظور اصلا فیلم خاص مذکور نبوده
پ ن: با تمام این اوصاف فیلم در رابطه با یه موضوع خاص که اصلِ محتوای فیلم بوده روم تاثیر می گذاره و باعث میشه که رو یه اعتقاد خاصم فکر یا حتی بهش شک کنم...
posted by Tina at 10:48 PM
0 Comments:
Post a Comment
Links to this post:
Create a Link
<< Home