Sunday, June 04, 2006
بابا نان داد
جلوی دکه ی روزنامه فروشی که نگه میداره سه بسته وینستون لایت هم می گیره.. تا پنج روز دیگه وقتی جلوی دکه نگه می داره فقط واسه روزنامه پول می ده.
بعدشم همین طور هی پنج روز، پنج روز و هی سه پاکت، سه پاکت...
تا اینکه بعد یه پنج روزی دیگه سه پاکتی در کار نیست.
این بابامه که سیگار رو یهو بعد سی سال میذاره کنار...
دو ماهی میگذره، الآن تو خرداد ماهیم. فصل کار بابا. با حجم انبوهش..
پدر هفت رفت و سه برگشت باز چهار میره و شاید یازده بر گرده.. تیر ماه که بشه دیگه ساعت سه هم برنمیگرده.. از هفت یه سر تا یازده..
دیروز یکی
امروز دوتا
فردا هم چهار تا...
این باباست که داره سیگار رو دوباره از سر می گیره...
پدر خسته ست؟!
posted by Tina at 1:52 AM
0 Comments:
Post a Comment
Links to this post:
Create a Link
<< Home